دوستی تو و ایلیا
عزیزم! چقدر از این همه علاقه ای که بین تو و ایلیاست لذت میبرم 
. چقدر از بودن با هم لذت میبرید. هرقدر باهم باشید خسته نمی شید. کمتر پیش میاد که باهم دعواتون بشه . اونم وقتیه که دیگه خیلی خسته یا گرسنه باشین و خیلی حوصله نداشته باشین. تازه دعوا هم نمیکنین فقط قهر میکنین و مثلا یه اسباب بازی رو به همدیگه نمیدین یا مثلا میایین میگین مامان آتاریمو جمع کن داغ کرده ( که اون یکی نتونه بازی کنه ) .
( خاله سارا میگه دیروز خونه ی اونا داشتی به ایلیا میگفتی ایلیا بیا دیگه با هم قهر نکنیم ، تو بیشتر قهر میکنی . ایلیا هم گفته باشه .)
از همه جالبتر وقتیه که دوتایی تو یه دفتر نقاشی میکشین. مثلا پریروز خاله سارا و ایلیا خونه ی خودمون بود. دو طرف دفترت نشسته بودین و هر کدوم توی صفحه ی جلوی خودتون نقاشی میکشیدین . دوتا نقاشی کاملا متفاوت. یا با یه دسته آتاری و یا با یه صفحه کلید باهم بازی کامپیوتری میکنین خیلی هم خوب و هماهنگ انگار یه نفر آدمین کنترلش میکنین.
عزیزم دوستیتون پایدار . سرتون سلامت . در پناه پروردگار باشید.
دوستتون دارم.



دوستی تو و ایلیا
