جشن الفبا
عزیزم ! انگار همین دیروز بود آغاز سال تحصیلی و ورودت به مدرسه . یکشنبه براتون جشن الفبا برگزار کردن . همه ، حروف الفبا را به ترتیب و با ریتم جالبی خوندین. اینقدر احساساتی شده بودم که نمیتونستم حرف بزنم میترسیدم اشکام بریزه. به سختی جلوی اشکام رو گرفتم و از معلمتون تشکر کردم البته نه به اندازه ای که در دلم قدردان زحماتش بودم واقعا نمی دونستم چه بگویم که گویای احساس درونم باشه چون فکر میکنم کسی که به تو خواندن و نوشتن آموخته را باید سجده کرد . به خصوص از معلمتون خانم جباری بسیار راضی بودم یک معلم به معنای واقعی دلسوز ، پرتلاش و با احساس مسئولیت فراوان. امیدوارم در پناه پروردگار سالم و سلامت باشه و هرچه خوبی هست براش آرزو میکنم . توهم خیلی دوستش داری هم به من و هم به خانم معلمتون گفته بودی نمیشه سال دیگه من بازم توی همین کلاس باشم چون میخوام شما معلمم باشین و خیلی ناراحت بودی از اینکه دارین تعطیل میشین و دیگه خانم معلمتونو نمیبینی ( فدای این احساس قشنگت بشم عزیز دلم ). بعدا عکسهای مربوط به جشن رو میذارم.
عزیزم برات موفقیتهای بیشتر و بیشتر آرزو میکنم . در پناه یزدان پاک اول سلامتی ، طول عمر، انسانیت و اخلاق نیکو و بعد پیشرفت در زمینه ی علم و دانش رو برات آرزو میکنم . و باز دعا میکنم خداوند همیشه معلمهای خوب و دوستان خوب و انسانهای خوب رو در مسیر زندگیت قرار بده و تو رو از هرچه بدی است حفظ کنه.
فدای تو : مامان 



جشن الفبا
