تولد بابا مهدی
پسر گل مامان پنج شنبه شب تولد بابا مهدی بود از خانواده مامان کسی جیرفت نبود اما خانواده بابا مهدی رو دعوت کردیم و یه جشن کوچولو براش گرفتیم . بابا نجاتی خیلی زیاد از این کار مامان راضی به نظر می رسید و مرتب تعریف و تمجید می کرد کلا بابا نجاتی خیلی عروسش رو که من باشم دوست داره و تقریبا همه فامیلشون اینو می دونن البته منم بابا نجاتی رو خیلی دوست دارم اون سوای اینکه یه پدرشوهر خوب و مهربونه یه انسان بزرگ و اندیشمند و خیلی زیاد مدافع حقوق خانمهاست و من از اینکه در زندگیم با این انسان آشنا شدم بسیار خوشحالم . فقط خدا می دونه که من و بقیه خواهرام چقدر پدرمون رو دوست داریم به قول بابا نجاتی که می گه بابات یه مرد آسمانی و مقدسه و من فکر نمی کردم دیگه کسی رو به خوبی و پاکی و نجابت بابام ببینم اما بابا نجاتی مرد بزرگ شماره ٢ زندگی مامانه .
دلم میخواد اینجا به پدر خوبم که تقریبا یه ماه میشه ندیدمش بگم که خیلی خیلی خیلی دوستش دارم آنقدر که هرگز در کلام نمی گنجه و از خدا بسیار سپاسگذارم به خاطر داشتن چنین نعمت بزرگی که از ابتدای زندگیم داشتم (خدارو شکر فکر می کنم ازش استفاده کردم او نقش بسیار بزرگی در شکل گیری شخصیت من و هرچه که الان هستم داشته ) از خدا میخوام سایه ی پر مهرش رو روی سر خانواده اش حفظ کنه .
خلاصه اینکه پسر عزیزم دوتا پدر بزرگ واقعا بزرگ داری . امیدوارم پروردگار یاری کنه ازشون نهایت استفاده رو ببری.


تولد بابا مهدی
