یاشاریاشار، تا این لحظه: 19 سال و 6 ماه و 14 روز سن داره

یاشار

رابر

یاشار گلم! دیروز با بابا مهدی و بابا نجاتی و مامان رخساره و عمه مریم و شوهرش رفتیم رابر عروسی پسر یکی از دوستای بابا نجاتی . خیلی جالب بود یه عروسی سنتی و به روش قدیمی و خیلی مفصل البته عروسی از روز قبل شروع شده بود و شب قبلش حنابندون بوده و اون روز هم که ما رفتیم بعد از ناهار داماد رو با ساز و دهل بردن سر آب و گرفتن رو سرشون و کلی رقصیدن و شاباش کشیدن و بعد سوار اسب کردن اووردن خونه جلوی خونه یه زمین خالی بود جایگاه درست کرده بودن گروه ارکستر اوورده بودن بالای یه میله خیلی بلند نشونه گذاشته بودن و حدودا ٢٠ تا جوون با تفنگاشون به طرف نشونه تیراندازی می کردن البته من از این قسمتش خیلی ترسیدم می ترسیدم اشتباهی به کسی بخوره ولی ب...
26 تير 1391

تولد بابا مهدی

پسر گل مامان پنج شنبه شب تولد بابا مهدی بود از خانواده مامان کسی جیرفت نبود اما خانواده بابا مهدی رو دعوت کردیم و  یه جشن کوچولو براش گرفتیم . بابا نجاتی خیلی زیاد از این کار مامان راضی به نظر می رسید و مرتب تعریف و تمجید می کرد کلا بابا نجاتی خیلی عروسش رو که من باشم دوست داره و تقریبا همه فامیلشون اینو می دونن البته منم بابا نجاتی رو خیلی دوست دارم اون سوای اینکه یه پدرشوهر خوب و مهربونه یه انسان بزرگ و اندیشمند و خیلی زیاد مدافع حقوق خانمهاست و من از اینکه در زندگیم با این انسان آشنا شدم بسیار خوشحالم . فقط خدا می دونه که من و بقیه خواهرام چقدر پدرمون رو دوست داریم به قول بابا نجاتی که می گه با...
24 تير 1391

کشیدن دندون شیری

دیروز عصر با بابا مهدی رفتین دندانپزشکی و یکی از دندونهای شیری که جلوی دندون دائمیت هست رو کشیدین دندون کناریش هم سبز شده و دکتر گفته چند روز دیگه برای کشیدن اون یکی دندون شیریت هم برین .    
18 تير 1391

اولین دندان دائمی یاشار

یاشارم! دیشب وقتی باهم دندوناتو مسواک می زدیم متوجه شدم پشت دندونات از پایین یه دندون سبز شده در حالیکه دندون جلوییش خیلی هم لق نبود هم خوشحال شدم هم تعجب کردم به نظرم زود بود و هم نگران شدم که دندونات کج در بیاد چون هنوز جلوییش نیفتاده . یه مدت بود که انگشت و ناخنهات رو توی دهنت می کردی و گاهی یه کم از ناخنت رو می جویدی من نگران بودم  اضطراب از چیزی باعث اون باشه اما انگار به خاطر دندونات بود .در واقع  دندونت به نوعی باعث رفع نگرانی من در این مورد شد . دندون جدید مبارکت باشه عزیز دلم داری مرد میشی
17 تير 1391

سفر به اصفهان

پسر عزیزم این چند روز که مطلبی ننوشتم با خانواده های خاله خدیج و خاله سارا رفته بودیم اصفهان پیش خاله طلای گل گلا . خیلی زیاد خوش گذشت به خصوص اون دو روزی که همه باهم رفتیم چادگان (عکس های بالا مال چادگانه ) .سفری پر از شادی ، خنده و  بازی برای شما بچه ها . گفتیم و خندیدیم . توی دریاچه پایین ویلاها رفتیم قایق سواری چقدر خوش گذشت خدا رو شکر از خدا می خوام همه افراد این جمع رو حفظ کنه تنشون سالم باشه و روزگار بر وفق مرادشون . خیلی دوست دارم ...
13 تير 1391

بالش بازی

پسر گلم دیشب کلی با هم بالش بازی کردیم خیلی باحال بود خیلی خوش گذشت چقدر ورجه وورجه کردی چقدر بالا و پایین پریدی و چقدر خندیدیم . من خسته شده بودم اما تو دوست نداشتی تمومش کنی خوب شد بابا مهدی از بیرون اومد و بستنی برامون اوورد تازه با وجودی که بستنی دوست داری می گفتی بذاریم بعدا بخوریم بازم بازی کنیم اما بالاخره رضایت دادی بستنی مون رو بخوریم و بعدش هم به زحمت کوتاه اومدی با وجودی که ظهر نخوابیده بودی نمی خوابیدی و تازه شده بودی مرد عنکبوتی و یه سر ملافه رو بسته بودی به دسته مبل و یه سرش رو گرفته بودی توی دستت و می رفتی روی اوپن و می گفتی این تار مرد عنکبوتیه و با تارت از روی اوپن می پریدی پایین . چقدر شما بچه ها انرژی دارین . عزی...
31 خرداد 1391

یاشار فرشته است

فرشته ی کوچک من ! روانشناسا میگن ٥ سالگی بهترین ایام کودک است . هم از نظر خود کودک و هم از دید والدین . و بهترین خاطرات کودکی مربوط به این دوره است . ٥ ساله ها را فرشتگانی می دانیم که در این جهان و با ما زندگی می کنند . ٥سالگی زمان تولد اجتماعی کودک است همانگونه که ٩ ماه قبل از امدن به این دنیا تولد سلولی ؛ بدو تولد ، تولد زیستی و یک سالگی تولد روانی کودک است . در این دوران کودک آماده همکاری و یاری و مهربانی است . ارتباطش با همه خوب است و دیگران نیز او را دوست دارند . خوشحال و شاد است خوش بین و امیدوار است . میل بسیار به آموختن دارد . آداب معاشرت را می داند . فرصت مناسبی است که آداب غذا خوردن ، تلفن کردن ، نظم و...
31 خرداد 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یاشار می باشد