تعطیلات در میجان
پسر گلم این دو روز تعطیلی یعنی از عصر شنبه تا عصر دوشنبه با خاله ها و بچه هاشون رفتیم میجان پیش بابابزرگ و مامان بزرگ خیلی خوش گذشت شما بچه ها که اصلا آرام و قرار نداشتین و مرتب درحال بازی و اینور اونور رفتن بودین حسابی کیف کردین. دیشب بابا مهدی اومد دنبالمون ما با خاله طلا و آقا عادل برگشتیم ولی بقیه تا آخر هفته موندن به من گفتن یاشار رو بذار پیش ما و خودتون برین از بس که همه گفتن بذارش می خواستم اینکار رو بکنم بخاطر اینکه می دونستم خودت از خداته که بمونی و بهت خیلی خوش می گذره اما داشتم از فکر اینکه بذارمت و برم دیوانه می شدم به خصوص که اونجا تلفن هم آنتن نمی ده و این چند روز کاملا از حالت بی خبر می موندم اونهم توی روس...
نویسنده :
مامان
9:08








